آخرین مطالب
  • امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس دوست دارد از اصحاب قائم باشد، بايد انتظار بكشد با پرهيزكاري و اخلاق نيك رفتار نمايد در حالي كه منتظر باشد (مكيال المكارم ج2ص151)
  • امام صادق علیه السلام فرمود: « مردم امام خود را نيابند . امام در موسم حج حاضر شود و آنها او را مي‌بيند ولي آنها او را نمي‌بينند.» (كتاب كافي ج2 ص 146)
  • امام عسكری علیه السلام فرمود: «شيعيان ما در يك غم و اندوه دائم به سر مي‌برند تا زماني كه فرزندم كه پيامبر اسلام نويد ظهورش را داده ظاهر شود.» (روزگار رهايي ص392)
  • رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « در آخر الزمان براي مردم روزگاري مي‌رسد كه تنها همّ و غمشان شكم آنها و شرف آنها تجملات زندگي و قبله ‌آنها زنهايشان مي‌شوند.» (روزگار رهايي ص 702)
  • رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : « در آخر الزمان قرآن با ني و لحن و غنا خوانده مي‌شود بدون اينكه به هنگام تلاوت با خوف و خشيت پروردگار همراه باشد.» (روزگار رهايي ص797)
  • امیرالمومنین علي علیه السلام فرمود: « او (قائم) هنگامي ظاهر مي‌شود كه كسي كه امر به معروف كند خوار شود ، و كسي كه مرتكب گناه شود مورد ستايش قرار گيرد.» (روزگار رهايي ص716)
  • امام كاظم علیه السلام فرمود: «تحقيقاً كه امر غيبت يك آزمايشي است از جانب خداي عزوجل كه خلقش را به وسيله آن آزمايش كند.» (روزگار رهايي ص 143)
  • امیرالمومنین علي علیه السلام فرمود: « (در نزديكي ظهور) مرد را به خاطر پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش ميكنند.» (روزگار رهايي ص 743)
  • امیرالمومنین علي علیه السلام فرمود: « (در نزديكي ظهور) آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشكارا به كار گرفته مي‌شود، مردم عبور مي‌كنند و كسي جرأت نمي كند از آن جلوگيري كند.» (روزگار رهايي ص 803)
  • رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « (از علائم آخرالزمان) هنگامي است كه زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حيا از آنها گرفته شود.» (روزگار رهايي ص 75)
  • امام باقر علیه السلام فرمود: « هرگز هرگز فرج حاصل نشود تا آنكه به سختي غربال شويد تا ناخالصان بروند و خالصان باقي بمانند.» (الغيبه ص 206)
  • امیرالمومنین علي علیه السلام فرمود: « در انتظار فرج (قائم) باشيد و از رحمت خدا نا اميد نباشيد. » (الخصال ص 616)
  • امام صادق علیه السلام فرمود:‌ « به خدا سوگند من اگر او (مهدی) را درك مي‌كردم جانم را براي حضرت صاحب الامر فدا مي‌كردم. » (روزگار رهايي ص 425)
دانلود احادیث مهدوی
شگفتیهای عصر ظهور

نظر سنجی

کدام قسمت سایت بیشتر مورد استفاده شما قرار گرفت؟
حکمتی از قرآن
شگفتیهای عصر ظهور
معرفت نسبت به امام معصوم
رافت و مهربانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
وظایف شیعیان در زمان غیبت
مطالب خواندنی
پرسش و پاسخ

آمار بازدیدکنندگان

ظهور امام مهدي به طورخلاصه چگونه خواهد بود؟

پاسخ: با توجه به روايات به صورت خلاصه ميتوان چنين گفت:

وقتي مردم جهان آماده پذيرش حضرت شدند، با ديدن علايم ظهور نگاهها متوجه مکه ميشود. حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف با اذن و امر خدا همراه با 313نفر از ياران در مسجد الحرام ظاهر ميشوند و با معرفي خود ظهور را اعلام کرده و مردم را به سوي خدا و پيروي از خود دعوت ميکند. با اعلام ظهور، ياران ديگر حضرت نيز به طرف مکه حرکت ميکنند تا اينکه جمعيت ياران به ده هزار نفر ميرسد و حضرت خروج ميکند. مکه را به تصرف در ميآورد و پس از اصلاح امور به طرف مدينه حرکت ميکند. با تصرف اين شهر و اصلاح امور آن به سمت عراق به راه ميافتد. البته در طول حرکت ياران ديگري نيز به سپاه حضرت افزوده ميشود. در عراق پس از ارشاد و راهنمايي، به جنگ با معاندان و لشکر ظالم سفياني ميپردازد که در نهايت به پيروزي حضرت و کشته شدن سفياني و سپاه او ميانجامد. سپس حضرت براي فتح بيت المقدس اقدام ميکند. نزول حضرت عيسي علیه السلام و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف باعث ميشود افراد زيادي از اهل کتاب به اسلام گرايش پيدا کنند و سر انجام با فرستادن ياران به نقاط مختلف عالم و فتح آن ، پيروزي نهايي براي اسلام رقم ميخورد.

توضیحی در رابطه با مسجد مقدس جمکران و نحوه ساخت آن و کتابی معرفی نمایید.

پاسخ: شیخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمی معاصر صدوق در تاریخ قم نقل کرده از کتاب «مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» از مصنفات شیخ ابی جعفر محمد بن بابویه قمی به این عبارت رد باب بنای مسجد جمکران از قول حضرت امام محمد مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  که سبب بنای مسجد مقدس جمکران و عمارت آن به قوم امام این بوده است که شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی می‌‌گوید که : من شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۳۹۳ هـ . ق(یا ۳۷۳ هـ .ق) در سرای خود خفته بودم که ناگاه جماعتی مردم به در سرای من امدند، نصفی از شب گذشته بود؛ مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز! و طلب امام محمد مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  را اجابت کن که تو را می‌خواند».

حسن گفت: من برخواستم به هم بر آمدمو آماده شدم. گفتم:«بگذارید تا پیراهنم بپوشم».

آواز آمد که: «هو ما کان قمیصک». پیراهن به بر مکن که از تونیست!

دست فرا کردم و سراویل خود را برگرفتن. آواز آمد که:«لیس ذلک منک، فخذ سراویلک». یعنی آن سراویل که برگفتی از تو نیست، از آن خو برگیر!

آن را انداختم و از خود برگرفتم و در پوشیدم و طلب کلید در سرای آمدم. آواز آمد که: «الباب مفتوح».

چون به در سرای آمدم، جماعتی بزرگان را دیدم، سلام کردم، جواب دادند و ترحیب کردند.(مرحبا گفتند) مرا بیاوردند تا بدان جایگاه که اکنون مسجد است؛ چون نیک بنگریدم، تختی دیدم نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش‌های نیکو نهاده و جوانی سی ساله بر آن تخت تکیه بر چهار بالش کرده و پیری پیش او نشسته و کتابی در دست گرفته و بر آن می‌خواند و فزون از شصت مرد بر این زمین بر گرد او نماز می‌کنند. بعضی جامه‌های سفید و بعضی جامه‌های سبز داشتند و آن پیر حضرت خضر بود.

پس آن پیر مرا نشاند و حضرت مرا به نام خود خواند و گفت: «برو و حسن مسلم را بگو که تو چند سال است که عمارت این زمین می‌کنی و می کاری و ما خراب می‌کنیم و پنج سال است که زراعت می‌کنی و امسال دیگر باره باز گرفتن و عمارتش می‌کنی، رخصت نیست که تو در این زمینع دیگر باره زراعت کنی. باید هر انتفاع که از این زمین برگرفته‌ای، رد کنی تا بدین موضع مسجد بنا کنند و بگو این حسن مسلم را که این زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمین‌های دیگر برگزیده است و شریف کرده و تو با زمین خود گرفتنی و دو پسر جوان، خدای عزوجل از تو باز ستد و تو تنبیه نشدی و اگر نه چنین کنی آزار وی به تو رسد، آنچه تو آگاه نباشی».

حسن مثله گفت: «یا سیدی و مولای! مرا در این نشانی باید که جماعت سخن بی نشان و حجت نشنوند و قول مرا مصدق ندارند».

گفت «انا سنعلم هناک». علامت ما اینجا بکنیم تا تصدیق قول تو باشد تو برو و رسالت ما بگذار.

به نزدیک سید ابولاحسن رو و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را حاضر کند و انتفاع چند ساله که گرفته است، از او طلب کند و بستاند و به دیگران دهد تا بنای مسجد نهند و باقی وجوه از رهق به ناحیه اردهال که ملک ما است بیارد و مسجد را تمام کند و یک نیمه رهق را وقف کردیم بر این مسجد که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد بکنند.

طریقه خواندن نماز تحیت جمکران و نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

مردم را بگو تا رغبت بکنند بدین موضع و عزیز دارند و چهار رکعت نماز اینجا بگزارند:

دو رکعت تحیت مسجد در هر رکعتی یک بار الحمد و هفت بار «قل هو الله احد». و تسبیح رکوع و سجود هفت بار بگویند.

و دو رکعت نماز امام صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  بگزارند بر این نسق: چون فاتحه خواند به «ایاک نعبد و ایاک نستعین». رسد، صد بار بگوید و بعد از آن فاتحه را تا آخر بخواند و در رکعت دوم نیز به همین طریق بگزارد و تسبیح در رکوع و سجود، هفت بار بگوید و چون نماز تمام کرده باشد، تهلیل بگوید و تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها و چون از تسبیح فارغ شود، سر به سجده نهد و صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستد».و این نقل از لفظ مبارک امام است که: «فمن صلیهما فکانما صلی فی البیت العتیق». یعنی هر که این دو رکعت نماز بگذارد، همچنین است که دو رکعت نماز در کعبه گزارده باشد.

حسن مثله جمکرانی گفت: من چون این سخن بشنیدم گفتم با خویشتن که: «گویا این موضع است که تو می‌پنداری. «انما هذا المسجد للامام صاحب الزمان». و اشارت بدان جوان کردم در چهار بالش نشسته بود.

پس آن جوان به من اشارت کرد که «برو!» من بیامدم چون پاره‌ای راه بیامدم، دیگر باره مرا باز خواندند و گفتند: «بزی در گله جعفر کاشانی راعی است، باید آن بز را بخری، اگر مردم ده بها نهند بخر و اگر نه، تو از خاصه خود بدهی و آن بز را بیاوری و بدین موضع بکشی فردا شب.

آنگاه روز هجدهم ماه مبارک رمضان آن بز را بر بیماران و کسی که علتی داشته باشد سخت، انفاق کنی حق تعالی همه را شفا دهد و بز ابلق است و مویهای بسیار دارد و هفت علامت دارد: سه بر جچانبی و چهار بر جانبی کذو الدرهم سیاه و سفید همچون درمها».

رفتم، مرا دیگر باره بازگردانید و گفت: «هفتاد روز یا هفت روز ما اینجاییم». اگر بر هفت روز حمل کنی دلیل کند بر شب قدر که بیست و سوم است و اگر بر هفتاد حمل کنی، شب بیست و پنجم ذی القعده بود و روز بزرگوار است.

پس حسن مثله گفتک بیامدم تا خانه و همه شب در آن اندیشه بودم تا صبح اثر کرد. فرض بگزاردم و نزدیک علی المنذر آمدم آن احوال با وی بگفتم. او با من بیامد. رفتم بدان جایگاه که مرا شب برده بودند. پس گفت «بالله!» نشان و علامتی که امام مرا گفت، یکی این است که زنجیر‌ها و میخ‌ها اینجا ظاهر است.

پس به نزدیک سید ابولاحسن الرضا شدیم، چون به در سرای وی رسیدم، خدم و حشم وی را دیدم که مرا گفتند: «از سحر گاه سید ابوالحسن در انتظار تو است، تو از جمکرانی؟»

گفتم: «بلی»

من در حال به درون رفتم و سلام و خدمت کردم، جواب نیکو داد و اعزاز کرد مرا به تمکین نشاند و پیش از آنکه من حدیث کنم مرا گفت: ای حسن مثله! من خفته بودم در خواب، شخصی مرا گفت: «حسن مثله نام، مردی از جمکران پیش تو اید بامداد، باید از آنچه گوید سخن او را مصدق داری و بر قول او اعتماد کنی که سخن او سخن ما است. باید که قول او را رد نگردادنی». از خواب بیدار شدم. تا این ساعت منتظر تو بودم.

حسن مثله احوال را به شرح با وی بگفت. در حال فرمود تا اسب‌ها را زین برنهادند و بیرون آودند و سوار شدند. چون به نزدیک ده رسیدند، جعفر راعی، گله بر کنار راه داشت. حسن مثله در میان گله رفت و آن بز، از پس همه گوسفندان می‌آمد، پیش حسن مثله دوید و او آن بز را گرفت که به وی دهد و بز را بیاورد. جعفر راعی سوگند یاد کرد که من هرگز این بز را ندیده‌ام و در گله من نبوده است، الا امروز که می‌بینم و هر چند که می‌خواهم این بز را بگیرم میسر نمی‌شود و اکنون که پیش آمد.

پس بزرا همچنان که سید فرموده بود در آن جایگاه آوردند و بکشتند و سید بو الحسن الرضا بدین موضوع آمدند و حسن مسلم را حاضر کردند و انتفاع از او بستند و وجوه رهق را بیاوردند و مسجد جمکران را به چوب پوشانیدند و سید بو الحسن الرضا زنجریها و میخ‌ها را به قم برد و در سرای خود گذاشت. همه بیماران و صاحب علتان می‌رفتند و خود را به زنجیر می‌مالیدند، خدای تعالی شفای عاجل می‌داد و خوش می‌شدند.

ابوالحسن محمد بن حیدر گوید که: به استفاضه شنیدم که :«سید ابوالحسن الرضا مدفون است در موسویان به شهر قم و بعد از آن فرزندی از آن وی را بیماری نازل شد و وی در خانه شد و سر صندوق را برداشتند زنجیرها و میخ‌ها را نیافتند.

این مختصری از احوال آن موضع شریف که شرح داده شد.

مطالعه کتاب‌های مسجد جمکران میعادگاه عشاق حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اثر مصطفی مصباح، و آیینه اسرار اثر سید حسین کریمی قمی پیشنهاد می‌شود.

ما در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه وظیفه ای داریم چون بعضی از اطرافیان ما را مسخره می کنند ، چگونه با آنها برخورد کنیم ؟

پاسخ: ما باید به وظایف یک انسان منتظر پایبند باشیم، و در برخورد با دیگران اولا سعی کنیم برخورد و رفتار اسلامی داشته باشیم، ثانیا اگر توانایی گفتگو داریم با بحث و گفتگو به صورت صحیح مباحث امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  را بررسی کنیم و الا از افراد مطلع مدد بگیریم. ما نباید به خاطر تمسخر دیگران که معمولا از روی جهل است خود دچار انحراف در فکر یا عمل شویم، بلکه باید از خدا کمک بخواهیم و بر او توکل کنیم و آنچه در توان داریم برای زنده کردن نام و یاد و معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت صحیح تلاش کنیم.

انتظار چیست و متنظر واقعی کیست؟

پاسخ: حقیقت انتظار آن است که انسان منتظر و چشم به راه، خود و محیطش را برای آمدن منتظر و منجی موعود آماده کند. این آمادگی بسته به فرد مورد انتظار، معنا و ارزش می‌یابد. برای مثال کسی که انتظار زائر بیت الله را می‌کشد و مسافر او از سفر مکه می‌آید، طبعا معنای انتظار برای او این است که خانه را مرتب کند و وسایل پذیرایی را فراهم سازد و… ، منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز به کسی گفته می‌شود که خود را برای آمدن چنین بزرگ مردی آماده کند. و طبیعی است که باید خود را در گروه بندگان صالح قرار دهد، دین را در زندگی خود جاری سازد و دیگران و محیط را برای آمدنش مهیا کند. از این رو انتظار فرج بنا بر فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله افضل اعمال است. و هر کس تلاش درونی او برای عبادت و عبودیت و کوشش بیرونی او برای زمینه سازی و جهت دهی مردم و محیط بیشتر باشد، موفق تر است.

منظور از ارتش سفیانی چیست و در زمان ظهور امام زمان چه نقشی ایفا میکند؟

در روایات آمده سفیانی مردی است از نسل ابو سفیان که قبل از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  از منطقه ی شام قیام می کند و در صدد تصرف سرزمین مسلمانان بر می آید و برای گرفتن و کشتن شیعیان جایزه تعیین می کند و سرانجام در آستانه ی ظهور حضرت ، در سرزمینی میان مکه و مدینه ( بیداء) با سپاهش در زمین فرو رفته و هلاک می شود .

آثار اعتقاد به مهدويت چيست ؟

پاسخ: آثار فردي:

1. ايجاد و تقويت و استحکام اعتقاد به توحيد و عدل الهي؛ ايجاد عدالت کامل و رفع هرگونه ظلم در جهان ميتواند اعتقاد به توحيد و اجراي عدالت را که از اصول اعتقادي دين اسلام و ساير اديان الهي است، به اثبات برساند و باعث اعتقاد فردي ميشود؛

2. ايجاد اميد به زندگي و صبر در مقابل ناملايمات بخاطر فرداي روشن؛

3. ايجاد حرکت مضاعف و شور و نشاط بيشتر در مسير زندگي فردي؛

4. ارتباط معنوي دائم با احساس حضور امام معصومي که ناظر بر اعمال انسان است؛

5. رشد و تکامل تربيتي در اخلاق و رفتار و ساير شئون زندگي؛

6. تقويت بعد عبادي به وسيله ارتباط معنوي با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از طريق نماز امام زمان و دعاي عهد و دعاي فرج و امثال اين ادعيه که باعث رشد عبوديت فرد خواهد شد.

آثار اجتماعي:

اول: آثار اجتماعي ـ ديني

دوم: آثار اجتماعي ـ تربيتي

الف. آثار اجتماعي ـ ديني (رفتارهاي ديني جمعي):

1. مراسم نيمه شعبان و ايجاد شور و نشاط ديني در بين افراد جامعه: اينگونه مراسم لزوم اجراي عدالت را به افراد يادآوري کرده و شوق اميد و انتظار فرج را به صورت فرهنگ عمومي در ميآورد.

2. برگزاري مجالس دعا: دعاي ندبه، آل ياسين، جامعه کبيره و ساير دعاهاي مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

3. توجه به مکانهاي منسوب به حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف: مسجد جمکران و مسجد امام حسن عسکري علیه السلام در قم و مسجد سهله در کوفه و شهر مکه و صحراي عرفات توجه به اين مکانها محبت و اعتقاد به خدا را تقويت کرده، انسانها را به سوي عبادت و توجه ويژه به معنويات سوق ميدهد.

4. صدقه دادن براي سلامتي امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: اين رفتار فردي علاوه بر ايجاد روحيه امام دوستي، ولايت و توجه به محبوب و ثواب عبادي، باعث يک نوع رفتار اجتماعي و ايجاد روحيه نوع دوستي و کمک به دفع فقر در جامعه نيز خواهد شد.

ب. آثار اجتماعي ـ تربيتي:

1. روحيه انتظار: انتظار افراد جامعه، براي تحقق هدفي والا و واقعي يعني برقراري عدالت واقعي در همه ابعاد، ميتواند موتور حرکتي براي پيشرفت جامعه به سوي ايجاد مؤلفههاي عدالت شود.

2. اميد به آيندهاي روشن: جامعهاي که معتقد به مهدويت است هيچگاه دچار سردرگمي سياسي و انحطاط فرهنگي نخواهد شد. اميد به هدفي مقدس و دست يافتني، انسان را به سوي طرح و برنامه براي سعادت و پيشرفت و تلاش براي تحقق و اجراي آن برنامه حرکت ميدهد.

ضرورت اعتقاد به مهدويت چيست ؟

پاسخ: اعتقاد به مهدي موعود يک اعتقاد عميق ديني است که در تمام اديان و مذاهب جهان از آن سخن به ميان آمده است. و همانند توحيد و نبوت و معاد و ... در تمام اديان به ويژه اسلام اصالت دارد و در جاي خود ثابت شده که اعتقادات ديني بشر در فطرت او ريشه قطعي دارند. اين اعتقاد با خواستههاي دروني انسان هماهنگي کامل دارد. در حقيقت تعاليم ديني تعيين کننده و تأمين کننده خواستههاي بشر و تکميل کننده خلقت انسان است. پس عقيده ديني در ژرفاي فطرت جاي دارد و يک ميل باطني است. البته مانند ساير اميال بشر در شرايط گوناگون شدت و ضعف يا کم و زياد ميشود. اما اصل خواسته به کلي از بين نميرود. از اين نظر اعتقاد به مهدويت ضرورت فطري و در جهت خواست دروني انسانها است و لذا تمامي اديان به اين خواسته فطري پاسخ داده و مسائلي را در مورد آن مطرح کردهاند.

بنابراين اعقتاد به مهدويت يک عقيده اصيل ديني بوده که مبتني بر اصل امامت است. و احساس ناکامي و تبعيض و ستم در ادوار مختلف تاريخ، باعث پيدايش آن نشده است. 

منظور از مصحف فاطمه سلام الله علیها چیست؟

مصحف در لغت به معنی نامه ها و اوراقی است که در یک جلد جمع شده باشد. امام صادق علیه السلام در مورد مصحف فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 «فاطمه 75 روز بعد از رسول خدا زنده بود و در اين ايام از فراق پدر، بسيار غمگين بود. جبرئيل نزد ایشان مي آمد و او را دلداري مي داد و احوال و مقام هاي پدرش را براي او بيان مي كرد و از حوادث آينده و غيبي در مورد ظلم هاي دشمنان به فرزندانش به او خبر مي داد. امیرالمومنین نیز آن مطالب را مي نوشت که آن مجموعه نوشته شده، همان مصحف فاطمه است.»

(اصول كافي، ج1، ص241)

امام صادق علیه السلام در سخن ديگري فرمود:

مصحف فاطمه در نزد ماست. معتقد نيستم كه در آن، چيزي از قرآن باشد، آنچه را كه مردم به آن نياز دارند در مصحف فاطمه وجود دارد و ما به كسي احتياج نداريم.

 در آن مصحف، حتي مجازات يك تازيانه و نصف تازيانه و يك چهارم تازيانه و جريمه خراش نیزهست.

( اصول کافی ج1، ص240)

از امام باقر علیه السلام درباره مصحف سوال شد. حضرت فرمود:

 ... در این مصحف اخبار آنچه تا به حال بوده، آنچه تا روز قیامت خواهد بود، هریک از آسمان‌ها، نام هر فرشته و تمام انبیا و اقوام ایشان و اسامی مخالفانشان، اسامی تمام شیعیان و کافران از آغاز تا پایان آفرینش، نام تمام شهرها، هر دگرگونی در ادوار گوناگون و... وجود دارد.

 اسامی تمام آفریدگان و مدت عمر آنها، صفت و تعداد بهشتیان، صفت و تعداد جهنمیان، علم حقیقت قرآن، علم تورات و انجیل و زبور، تعداد درختان و سنگ ریزه‌های هر شهر وجود دارد... تمام آنچه را که گفتم فقط در دو برگ اول آن بود و حتی یک حرف از مابقی آنرا بازگو نکردم!!

( دلائل الامامه ص28-27)

چرا هم به مریم مقدس و هم به فاطمه زهرا سلام الله علیها (سیده نساء) می گویند؟

خداي متعال از ميان زنان عالم مريم، آسيه، خديجه و فاطمه علیهم السلام را برگزيد كه در ميان آنها حضرت زهراي مرضيه سلام الله علیها برتر و والاترين زن و سرور زنان عالم مي‌باشد. اگر مريم برترين زن زمان خودش بود، فاطمه زهرا سلام الله علیها سيدة نساء العالمين از اول تا آخر آفرينش مي‌باشد.

گر به يك عيسي كند مريم به گيتي افتخار   مادر والا مقام يازده عيسي منم

زمخشري در ربيع‌الانوار نقل مي‌كند كه جميع‌بن عمير گفت: به خانه عايشه رفتم و پرسيدم: پيامبر چه كسي را بيش از همه دوست داشتند؟ گفت: فاطمه را. گفتم: منظورم از مردهاست. گفت: همسر فاطمه.

در جلالت قدرش همين بس كه امام باقرعلیه السلام مي‌فرمايد: «حضرت فاطمه بر همه مخلوقات خداوند از جن و انس و پرنده و درنده و پيامبران و فرشتگان واجب‌الاطاعه بود.» 

 (دلايل الامه، ص28)

‌امام صادق علیه السلام فرموده است: «او صديقه كبري است و همه قرن‌هاي پيشين بر محور معرفت او دور زده است».       

(بحارالانوار، ج43، ص105)

خداي متعال در حديث قدسي هم مي‌فرمايد: «اي احمد! اگر تو نبودي جهان را نمي‌آفريدم و اگر علي نبود تو را نمي‌آفريدم و اگر فاطمه نبود هر دوي شما را نمي‌آفريدم.»                                                                

(الجنه العاصمه، ص149)

چرا نام زهرا سلام الله علیها برای آن محبوبه الهی انتخاب شده است؟

جابر از امام حسين علیه السلام سؤال مي‌كند: چرا فاطمه را زهرا ناميده‌اند؟ حضرت فرمود:

«خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفريد. وقتي نور فاطمه درخشيد، زمين و آسمان را نوراني كرد. چشم ملائك غرق در نور شد و خدا را سجده كردند و از روي تعجب پرسيدند: خداوندا! اين چه نوري است؟ وحي شد: اين يكي از نورهاي من است كه در آسمان جايش دادم و از پيامبر متولد گردانيدم و او را بر همه پيامبران برتري دادم و از آن نور، ائمه هدي بوجود آمدند تا دستورات او را اجرا كنند و مردم را هدايت نمايند. آنها بعد از قطع شدن وحي، جانشينان من در زمين هستند.»

از امام صادق علیه السلام نيز سوال شد: چرا فاطمه را زهرا ناميده‌اند؟ فرمود: «زيرا هرگاه در محراب عبادت مي‌ايستادند، نورشان براي اهل آسمان مي‌درخشيد چنانچه ستارگان براي ما اهل زمين مي‌درخشند.» در بعضي روايات نيز مانند خورشيد ذكر شده است.

القاب حضرت مهدی عجل الله چیست در باره ی معنی هر کدام توضیح دهید؟

پاسخ: نام، کنیه و القاب

نام و کنیه(اسمى است که با لفظ «اب» یا «ام» شروع مى‏شود مانند: اباعبداللّه و امّ البنین.) امام زمان(علیه السلام) همان نام و کنیه پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) است و در برخى از روایات از بردن این نام ایشان (م ح م د)تا هنگام ظهور، نهى شده است.

لقب‏هاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقیهالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّ‏عصر که معروف‏ترین آن‏ها «مهدى» است.

هر یک از این لقب‏ها، بیانگر پیام ویژه‏اى درباره آن بزرگوار است.

آن امام خوبى‏ها را «مهدى» گفته‏اند زیرا که هدایت شده‏اى است که مردم را به سوى حق مى‏خواند و «قائم» خوانده‏اند چون براى حق، قیام خواهد کرد و »منتظَر« نامیده‏اند زیرا که همگان در انتظار مقدم اویند و «بقیه اللّه» لقب داده‏اند چرا که باقیمانده حجت‏هاى خدا و آخرین ذخیره الهى است.

«حجّت» به معنى گواه خدا بر خلق و «خلف صالح» به معنى جانشین شایسته براى اولیاء خداست. او «منصور» است چون از سوى پروردگار یارى مى‏شود و «صاحب الأمر» است چون امر ایجاد حکومت عدل الهى به عهده اوست. «صاحب الزمان و ولىّ عصر» نیز به معنى آنست که او حاکم و فرمانرواى یگانه زمان است.

چرا نام بردن اسم اصلی حضرت حرام است و حکمت نوشتن آن به صورت (م ح م د)چیست ؟

حضرت مهدی(علیه السلام) همنام با پیامبر(صل الله علیه وآله) و هم لقب با آن وجود شریف است. نام آن حضرت، محمد و لقب او ابوالقاسم است. در بعضی احادیث معتبر، تصریح به این نام در مجالس عمومی منع شده است.(ترجمه، مکیال المکارم، ج۲،ص۱۸۸)

پیامبر(ص) می‌فرماید: «لا یسمه باسمه ظاهراً قبل قیامه الا کافر به»؛«در آشکارا نام او را تا قبل از قیام او، جز کافر به او نمی‌برد».(مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۸۵)

امام باقر(علیه السلام) نیز فرموده است: «لا یسمی حتی یظهر امره»؛«نام او نباید برده شود تا اینکه امر (قیام) او آشکار شود».(کافی، ج۱، ص۵۲۵)

امام رضا(علیه السلام) نقل شده است: «لا یسمی باسمه بعد غیبه احد حتی یراه و یعلن باسمه فلیسمه کل الخلق»؛«کسی نام او را پس از غیبت او نبرد تا زمانی که او را ببیند و نامش آشکار شود و تمام مردم نام او را ببرند».(مستدرک، ج۱۲، ص۲۸۵)

امام حسن عسکری(علیه السلام) می‌فرماید: «لا یحل لاحد ان یسمیه و یکنیه بکنیته الی ان یظهر الله دولته و سلطنته»؛« برای هیچ کس حلال نیست که نام و کنیه او را ببرد تا وقتی که خدا دولت و حکومتش را آشکار سازد.(مستدرک، ج۱۲،ص۲۸۵).

بر اساس این دسته از روایات ـ که نام بردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسیاری از عالمان شیعه تصریح و تلفظ نام شریف آن حضرت را حرام دانسته‌اند. و لذا برای اینکه این نام تلفظ نشود در نوشته‌ها به صورت «م‌ح‌م‌د» می‌نویسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نیست.

البته برخی از عالمان شیعه (مانند خواجه نصیر طوسی) تلفظ نام اصلی را هم جایز دانسته‌اند و از زمان شیخ بهایی به بعد در این مسأله بین عالمان شیعه اختلاف نظر و رأی پدید آمد.(مکیال المکارم، ج۲، ص۱۹۰).

گروهی از عالمان شیعه(مانند شیخ مفید، شیخ صدوق، علامه طبرسی، محقق داماد، مرحوم مجلسی و محدث نوری و …) به زبان آوردن نام اصلی حضرت را حرام دانسته‌اند.

گروه دیگر از عالمان شیعه (مانند شیخ انصاری و شیخ حر عاملی و …) ذکر نام اصلی حضرت مهدی(علیه السلام) را حرام ندانسته و روایات منع را مربوط به زمان غیبت صغری می‌دانند که جان آن حضرت از طرف حکومت وقت در خطر بوده‌است. این گروه در تایید نظر خود، روایات و زیارات را که نام اصلی حضرت مهدی(علیه السلام) تصریح شده است ذکر می‌کنند:

شیخ صدوق از زبان یکی از یاران امام حسن عسکری(علیه السلام) نقل می‌کند: «ان ابا محمد بعث الی بعض من سماه لی بشاه مذبوحه و قال هذه عقیقه ابنی محمد»؛«امام برای یکی از کسانی که نامش را برای من ذکر کرد گوسفند سر بریده‌ای فرستاد و فرمود این عقیقه فرزندم محمد است»(کمال الدین ج۲، ص۳۳۴).

از آنجا که بیشتر «روایات منع» نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمرده‌اند؛ لذا بسیاری از عالمان شیعه ذکر و تلفظ نام شریف حضرت مهدی(علیه السلام) را سزاوار نمی‌دانند و می‌فرمایند: بهتر است تصریح به نام اصلی آن وجود شریف نشود».

برخی نیز معتقدند: حرمت ذکر نام حضرت در جایی است که مخالفان و دشمنان اهل بی و امام زمان(علیه السلام) حضور دارند.

گفتنی است تلفظ نام و کنیه مخصوص حضرت مهدی(علیه السلام) در این موارد بدون اشکال است     

الف:در نوشته‌ها: حتی کسانی که ذکر نام محمد را حرام می‌دانند، نوشتن آن در کتاب‌ها را حرام ندانسته‌اند.

ب: به صورت اشاره و رمز: می‌توان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و کنیه او مانند کنیه رسول خدا است و نیز می‌توان به صورت رمز ـ م ح م د ـ تلفظ نمود.

پ: در دعا و مناجات در غیر مجالس عمومی؛

ت: ذکر نام آن حضرت به صورت پنهانی و در قلب                                                       

(ترجمه مکیال المکارم، ج۲، ص۱۸۸)

علت اینکه وقتی نام مبارک حضرت و کلمه قائم می آید بلند میشویم و دست خود را بر روی سر میگذاریم چیست؟

وجود دو روایت، دلیل چنین کاری است که یکی، قول امام و دیگری، فعل امام است. امام صادق(علیه السلام) فرموده است:

«فلیقم و لیطلب من الله تعجیل فرجه؛

 پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب کند»منتخب الاثر، ص۶۴۱

درباره امام رضا(علیه السلام) نقل شده است: «وضع الرضا یده علی رأسه و تواضع قائماً و دعی له بالفرج؛

امام رضا(علیه السلام) دستش را بر روی سرش قرار داد و متواضعانه ایستاد و برای فرج او دعا کرد»(منتخب الاثر، ص۶۴۰).

از این دو روایت، معلوم می‌شود هنگام برده شدن نام امام زمان(علیه السلام) باید برخاست و برای حضرت دعا کرد. البته در روایت اول برخاستن را ویژه زمانی می‌داند که لقب قائم ذکر شود و فقط بلند شدن و دعا کردن را می‌رساند. اما روایت دوم، لقب خاص را نمی‌رساند، بلکه هرگاه یادی از امام شود، باید برخاست و دعا کرد و نیز علاوه بر این در روایت دوم دست روی سر نهادن نیز بیان شده است.

امام صادق(علیه السلام) سبب این کار را فرموده است: «زیرا غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت امام به کسانی که دوستش دارند، زیاد است، هرکس او را به این لقب ـ که اشاره به دولت ایشان دارد و حسرت بر غربت ایشان را می‌رساند ـ یاد کند، امام به او نظر می‌کند و از جمله چیز‌هایی که نشان تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه کردن مولا به او است.

(منتخب الاثر، ص۶۴۱).

از این روایت معلوم می‌شود، برخاستن، نشان تعظیم و احترام و بزرگ شمردن امام است و در مورد روایت دوم نیز هر چند کلام امام نیست، اما برداشت راوی ـ به عنوان کسی که حاضر در مجلس است ـ همین تواضع است. راوی می‌گوید: «وتواضع قائماً» یعنی برای تواضع، امام به پا خاست. پس برای بزرگ شمردن امام و کوچک انگاشتن خود، چنین عملی انجام می‌شود.

دجال کیست ؟

دجال، از ریشه «دجل» به معنای «دروغگو و حیله‌گر» است. اصل داستان دجال، در کتاب‌های مقدس مسیحیان آمده است(رساله یوحنا، باب۲، آیه ۱۸ و ۲۲). در انجیل این واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح بوده و یا « پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه‌ی انگلیسی کتاب‌های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست(Antik Chirst) یعنی ضد مسیح به کار رفته است.

در روایات زیادی از اهل سنت خروج دجال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است(سنن ترمذی، ج۴، ص۵۰۷ تا ۵۱۹؛ سنن ابی داوود، ج۴، ص۱۱۵؛ صحیح مسلم، ج ۱۸، ص۴۶ تا ۸۱).

روایات اسلامی درباره دجال و توصیفات آن، همین روایات اهل سنت است اما در کتب روایی شیعه تنها دو روایت درباره خروج دجال، به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) آمده است(کمال الدین، صدوق، ص۵۲۵، ۵۲۶) که هیچ کدام از این دو روایت، از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست. بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این که خروج دجال یکی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد، اما در عین حال، با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنت آمده است، احتمال این که اصل قضیه دجال به طور اجمال، صحت داشته باشد، وجود دارد و امر ممکنی است. لکن به فرض این که اصل قضیه‌ی دجال صحت داشته باشد اما بدون تردید بسیاری از ویژگی‌هایی که برای آن بیان شده است، به نظر می‌رسد افسانه‌هایی بیش نیست. بنابراین اصل قضیه دجال را به عنوان امری محتمل و ممکن بعید نیست بپذیریم. حال به فرض پذیرش این سؤال مطرح است که مقصود از دجال چیست؟

دو احتمال اساسی در این زمینه وجود دارد:

۱٫ با توجه به معانی لغوی دجال، مقصود از آن نام شخصی معین نباشد، بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس، دجال‌ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن سخن از دجال‌های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‌کند. مانند «قال رسول الله: یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین دجالا؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهند کرد.» (کنز العمال، ج۱۴، ص۲۰۰) بنابراین احتمال، در حقیقت و قضیه دجال نشانه‌ی این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی(علیه السلام) افراد فریب کار و حیله‌گری برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی همه تلاش خود را به کار می‌گیرند و با تزویر و حیله‌گری، مردم را نسبت به اصالت تحقق انقلاب جهانی منجی، دل سرد و یا دو دل می‌کنند.

این که در همین روایات تأکید شده است: «هر پیامبری، امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته است». خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجال، هر شخص حیله‌گر و دروغگویی است که قبل از خروج حضرت مهدی(علیه السلام) در صدد فریب مردم است.

۲٫ دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره‌ی فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استکبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می‌کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس، این که پیامبران امت‌های خود را از فتنه دجال بیم داده‌اند «ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال… ؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قوم‌اش را از فتنه دجال بر حذر داشت(بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۰۵) به این معنا است که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه‌ی حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی بر حذر داشته‌اند. پس احتمال می‌رود، منظور از دجال با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده، همان استکبار جهانی باشد. در اوصاف دجال گفته شده «کوهی از طعام و شهری از آب، به همراه دارد». این کنایه از امکانات عظیم و گسترده‌ای است که استکبار در اختیار دارد.

برای آگاهی بیشتر به کتاب چشم به راه مهدی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات قم، جمعی از نویسندگان ص۲۸۹ و دادگستر جهان، ابراهیم امینی، مراجعه شود.

سرنوشت شیطان در ظهور چگونه است؟

در قرآن مجید از شیطان نقل میکند که پس از اینکه به دلیل سجده نکردن بر انسان و تمرد از دستور الهی، رانده شد، به خداوند عرض کرد: ” قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ”؛”پروردگارا! مرا تا روزی که بر انگیخته خواهند شد مهلت ده”(حجر، ۳۶). شیطان در این درخواست دو مطلب را از خداوند متعال خواسته است: ۱٫ به او مهلت داده شود، ۲٫ این مهلت تا قیامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد.

پاسخ حضرت حق تعالی به او چنین است: ” قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ * إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛تو از مهلت یافتگانی، تا روز و وقت معلوم”(حجر، ۳۷و۳۸) خداوند متعال به او مهلت داده است و درخواست اولی او را اجابت کرده است. اما درخواست دوم او او را که خواسته بود تا روز قیامت مهلت داشته باشد اجابت نشده است، بلکه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است. پسرش این است که ” وقت معلوم” چه زمانی است؟ در بحار الانوار، ج۶۰ ص۲۲۱، از امام صادق(علیه السلام) روایتی وارد شده است ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابلیس در آیه پرسش میکند که این روز، چه روز و زمانی ااست؟ امام میفرمایند: “ای وهب! آیا تصور میکنی که آن روز زمانی است که خدا در آن روز مردم را مبعوث میکند؟(چنین نیست) بلکه خداوند ابلیس را تا روز قیام قائم ما مهلت میدهد. در آن زمان حضرت، ابلیس را محم میگیرند و گردن او را میزند و آن روز، زمان معلوم است.”

هدف اصلی انسان سعادت است و سعادت در جامعه بشری با حکومت حضرت مهری(علیه السلام​) حاصل میشود که در آن زمان زمین پر از عدل و داد میشود و خبری از کفر و ظلم نیست. در آن زمان، قلبها از وسوسههای شیطانی پاک میشود و فساد نابود میگردد. در این روز، ابلیس که کاری جز وسوسه و به انحراف کشاندن جامعه بشری ندارد، به عنوان اصل فساد، گردن زده میشود پس منظور از کشته شدن ابلیس و شیطان به دست حضرت، به قتل رساندن شیطان و پایان مهلتی است که به شیطان داده بود.

آیا اگر کسی دعای عهد نخواند و بمیرد ممکن است هنگام ظهور زنده شده و از یاران حضرت باشد ؟

(زنده شدن مؤمنین بدون خواندن دعای عهد) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: هر کس در چهل بامداد این عهد به سوی پروردگار دعا کند، از یاران ما خواهد بود. و اگر قبل از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) بمیرد، خداوند او را برای یاری آن حضرت زنده کند.

البته خواننده می‌داند که دستورات اسلام به هم پیوسته و یکپارچه است. که از سه بخش عقائد، احکام و اخلاق تشکیل شده است. و عمل به همه آنها موجب نجات و رسیدن به پاداش الهی است.

لذا اگر مسلمانی وظیفه الهی و شرعی و اخلاقی خود را انجام دهد و در عین حال منتظر ظهور حضرت ولی عصر(علیه السلام) باشد و در شوق دیدار آن بزرگوار و رسیدن به دولت و حکومت جهانی آن حضرت تضرع و زاری کند ـ اگر چه دعای عهد را نخوانده باشد ـ اما اعتقاداً و عملاً خصوصیت یاران و منتظران حضرت را داشته باشد، امید است که چنین کسی در زمان ظهور امام زمان(علیه السلام) زنده گردد و آن حضرت را یاری کند.

علم دانایان عالم یک سخن از علم اوست   جود و بخشش‌های حاتم یک نم از دریای اوست

هر که امروز از فراق روی او گریان بود   بی گمان فردای رجعت موسم احیای اوست

آیا با ۴۰ بار دعای عهد میتوان به عنوار یار حضرت قرار گرفت؟

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است هر کس دعای عهد را چهل صبح بخواند از یاران قائم(علیه السلام) خواهد بود. البته باید دانست که خواندن دعا به تنهایی کافی نیست بلکه انسان باید قابلیت یاوری از امام را در خود ایجاد کند.

به بیان دیگر یکی از راه‌های ارتباطی میان انسان و خدا و حجت او “دعا” است. دعا راز و نیاز با محبوب و مناجات با مطلوب است. دعا اظهار ذلت و محبت با معشوق و عرض حاجت به معبود است و … پس اصل دعا بسیار ارزشمند است. البته هر دعا تأثیر و خاصیت مناسب با خود را نیز دارد. یکی در بخشیده شدن گناه و پذیرش توبه مؤثر است و دیگری در وسعت رزق و روزی و دیگری در کسب علم و معرفت و …

در این میان، دعاهایی که از ائمه(علیهم السلام) صادر شده و به دست ما رسیده، ارزش والا و برتر دارد. دعای عهد از امام صادق(علیه السلام​) برای ما نقل شده و مضمون بسیار بلند دارد. ما عاجزانه از پروردگار خود می‌خواهیم به ما قابلیتی عنایت کند که بتوانیم خود را برای یاوری امام آماده کنیم و واقعاً دست بیعت و وفاداری به او بدهیم. ما از خداوند ظهور او را می‌طلبیم و از او می‌خواهیم ما را در امر زمینه سازی و ظهور کمک کند. پس یکی از بهترین راه‌های ارتباط، دعا است که به دنبال آن مشی صحیح زندگی را نیز به همراه دارد.

فرشتگان چگونه برای یاری امام حسین علیه السلام آمدند؟

یکی از ویژگی های قیام یوسف زهرا سلام الله علیها، برخورداری از نصرت الهی به وسیله فرشتگان است. شیخ صدوق (ره) در روایت ریان بن شبیب، از حضرت امام رضا علیه السلام نقل می کند:

و لقد نزل الی الارض من الملائکة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الی ان یقوم القائم فیکونون من انصاره و شعارهم یا لثارات الحسین

به تحقیق چهار هزار فرشته برای نصرت و یاری حسین علیه السلام به زمین فرود آمدند. آنان هنگامی که نازل شدند، دیدند حسین  علیه السلام کشته شده است، از اینرو، ژولیده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا این که قائم، قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان یا لثارات الحسین است.

به راستی، چه ارتباطی میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت - که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگی آن دو سخن می گویند - وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدی نیز هست و هر کجا مهدی است، حسین علیه السلام نیز می باشد. ذکر و نام آن یکی، با یاد و نام دیگری قرین و عجین است. از امام زمان ،  سید الشهدا علیه السلام را می طلبند و از سید الشهداء،  امام زمان را.

امالی شیخ صدوق، ص35 مجلس 27

یا لثارات الحسین چه مفهومی دارد؟

در شعارهای لشکر حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنافداه  - که برگرفته از شعور عمیق آنان است - به روشنی میتوان یاد و خاطره امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد.

در یکی از «زیارات جامعه » در قسمت سلام به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است:

 «السلام علی الامام الغائب عن الابصار و الحاضر فی الامصار و الغائب عن العیون و الحاضر فی الافکار، بقیة الاخیار، وارث ذی الفقار، الذی یظهر فی بیت الله الحرام ذی الاستار و ینادی بشعار یا لثارات الحسین، انا الطالب....

 

 سلام و درود بر امامی که از دیده ها پنهان است و در شهرها حاضر. آن که از دیده ها، نهان است و در دلها حاضر، باقی مانده اخیار و خوبان و وارث شمشیر ذوالفقار. آن بزرگواری که در بیت الله الحرام - که دارای پرده ها است - ظاهر می شود و به شعار «یا لثارات الحسین » ندا می کند و می فرماید: منم مطالبه کننده خون های به ناحق ریخته، منم شکننده هر ستمگر جفا پیشه.......

یاران حضرت  نیز به پیروی از امامشان،  شعار یا لثارات الحسین سر می دهند. محدث بزرگ مرحوم حاجی نوری از کتاب غیبت فضل بن شاذان نقل کرده که : ((ان شعار اصحاب المهدی یا لثارات الحسین))

همانا شعار یاران مهدی، ای خونخواهان حسین است.  

 

امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «شعار یاران حضرت مهدی یا لثارات الحسین (ای خونخواهان حسین علیه السلام ) است.))

(نجم الثاقب، ص469)

نخستین کلام حضرت مهدی علیه السلام در موقع ظهور در مورد امام حسین علیه السلام چیست؟

 در روایاتی چند، به مطالب و سخنان نخستین امام زمان علیه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روایتی است که محدث بزرگوار شیخ علی یزدی حائری (ره) نقل کرده است. او می گوید: «زمانی که قائم آل محمد ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد:

الا یا اهل العالم انا الامام القائم

 آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم

الا یا اهل العالم انا الصمصام المنتقم

 آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده

الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا

 بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند

الا یا اهل العالم ان جدی الحسین طرحوه عریانا

 بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را عریان روی خاک افکندند

الا یا اهل العالم ان جدی الحسین سحقوه عدوانا

 آگاه باشید ای جهانیان که جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ابتدا خود را چنین به جهانیان معرفی می کند که قائم و شمشیر انتقام منم; قیام نمودم تا انتقام خون جدم حسین علیه السلام - که او را تشنه لب شهید کرده، بدن مطهرش را عریان روی خاک افکندند و پایمال کردند  بگیرم.

آری اولین کلام حضرت مهدی، یاد امام حسین علیه السلام است که همواره یاد او، در دل هر انسان آزاد مرد و طالب حقی زنده است و این مصیبت عظما، جز با ظهور فرزندش تسلی نمی یابد.

منظور از اینکه میگویند امام حسین علیه السلام قتیل العبرات (کشته اشک‌هاست) جیست؟

این وصف، درباره امام حسین علیه السلام چنین آمده است:

 «وصل علی الحسین المظلوم، الشهید الرشید، قتیل العبرات و ....»

 «و درود فرست بر حسین مظلوم، شهید رشید، کشته شده اشک‌ها و...»

(اقبال الاعمال ج3 ص342)

در پاسخ باید گفت: «العبرات» از عبره است یعنی گریه‌ای که از سینه بیرون آید و کنایه از کسی است که با یادآوری مطلب و یا شخصی بغض گلویش را می‌گیرد و چشمانش اشک آلود می‌شود و مراد از اینکه امام حسین علیه السلام کشته شده اشک‌هاست این است که هر انسان آگاهی، امام حسین علیه السلام و واقعه عاشورا را یاد کند، چشمانش اشک‌آلود می‌شود. شهیدی که هم یادش گریه‌آور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای اهداف عاشورا می‌شود. امامان معصوم  نیز توصیه فراوان بر عزاداری و گریستن بر مصیبت‌های آن حضرت داشته‌اند.


امام حسین علیه السلام خود می‌فرمایند: من کشته شده اشک‌هایم.

(منتهی الامال ج1 ص538)

و باز فرمود: من کشته شده اشکم و هیچ مومنی مرا یاد نمی‌کند مگر آن که گریه کرده و بغض گلویش را بگیرد و اشک در چشمانش می‌آید.

(امالی شیخ صدوق ص200)

 و امام صادق علیه السلام نیز فرمود: مومنی او را یاد نمی‌کند مگر این که گریه کند.

(مستدرک الوسائل ج10 ص318)

بنابراین مراد از کشته شده اشک‌ها یعنی به خاطر اهداف بزرگ و متعالی که امام داشتند و عده‌ای نگذاشتند این اهداف در جامعه عملی شود و آن حضرت را شهید کردند. بر ملت‌های آزاده چنان این غم و اندوه سنگین است که همواره بر آن حضرت اشک می‌ریزند و  اشک‌ها در یاد او سرازیر است.

دلیل سیاه‏پوشی در ایام عزاداری چیست؟

رنگ حزن‏آور و دلتنگی و مناسب مجالس ماتم و عزاست.
کسی که در ماتم عزیزی لباس سیاه می‏پوشد و در و دیوار را سپاه‏پوش می‏کند، می‏خواهد به عزیز از دست داده بگوید: تو مایه روشنی چشم من بودی و با رفتن تو زمین و زمان سیاه شد. حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز در فراق پدر فرمود: «یا ابتاه ...اسودّ نهارها»

 

 (ای پدر! ...روز دنیا تاریک شد)

 بحارالانوار 43/ 176.


امام باقر علیه السلام نیز فرموده است: «لمّا قتل الحسین بن علی لبس نساء بنی هاشم السواد» (زنان بنی‏ هاشم در سوگ اباعبدالله جامه سیاه بر تن کردند)

 وسایل الشیعه 3/ 238.

دلیل نذری دادن چیست؟

در مورد نذری دادن برای امام حسین علیه السلام حدیثی در بحارالانوارجلد 44 صفحه287 مبنی بر تأئید این عمل وجود دارد؛

 قال علی علیه السلام: «انّ‏الله اختارنا واختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون أموالهم و أنفسهم فینا اولئک منّا و الینا. »

همانا خداوند ما را برگزید و گروهی را برای ما برگزید تا یاریمان کنند و به سبب شادی ما شاد باشند و به خاطر حزن ما اندوهگین باشند و اموال و جان هایشان را در راه ما بذل کنند. آنان از ما و به سوی ما هستند.

چگونه انسانها با وجود گناهان بسیار در زمان ظهور آقا امام زمان پاک شده و موحد میشوند؟

در زمان ظهور تمام مردم جهان به اصل فطرت كه همان اسلام و توحيد و خداشناسى است، برمىگردند. امام صادق علیه السلام در تفسير آيه 30 سوره روم

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَةَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لايَعْلَمُونَ

 

فرمود: «هى الاسلام» يعنى منظور از فطرت، اسلام است. در حديث ديگرى نيز فرمود:

«فطرهم جميعاً على التوحيد»

«خداوند همه انسانها را بر شناخت و معرفت خود سرشته است.»

همچنين آن حضرت در حديث ديگرى منظور از توجه به آيين پاك و خالص پروردگار را ولايت دانسته است.

(اصول کافی ج3 ص20)

با پذيرش ولايت آيينه وجود بشر در مقابل خورشيد ملكوتى امام قرار مى‌گيرد و خواص نورى آن يعنى اسلام و خداشناسى در وجود انسان انعكاس مىيابد تا با اتصال به ولايت، به اوصاف و اسماء حسناى الهى متصف گردد و به سوى معشوق پرواز نمايد؛ زيرا تمام اوصاف دينى تنها با اتصال به اصل فطرت كه همان ولايت است، به دست مىآيد.

در زمان ظهور تمام خواستهاى الهى يكى پس از ديگرى تحقق مىيابد و تمام موجودات به اعتدال مىرسند و وجود انسان به مصدر كائنات وصل مىگردد. از اينرو انسانها كاملاً در چارچوب دين و ولايت قرار گرفته و به اصل فطرت و ظرفيت روحى و معنوى خويش دست مىيابند و با چنين علم و معرفتى است كه به امام زمانشان لبيك گفته و ايمان مىآورند.

آيد آن روز كه در باز كنى، پرده گشايى                      تا به خاك قدمت جان و سر خويش ببازيم

​منبع: کتاب از ظهور جهان تا جهان پس از ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

منظور از من عنده علم الکتاب در آيه قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب سوره رعد آيه 13 . چیست؟

-منظور از من عنده علم الکتاب  در آيه قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب  سوره رعد آيه 13. چیست؟

كافران رسالت پيغمبر اكرم را انكار كرده و گفتند تو پيغمبر نيستى اين آيه در پاسخ آنان بحضرتش نازل شد كه بگو (من براى رسالت خود دو شاهد دارم يكى) خدا است كه براى شهادت ميان من و شما كافى است و ديگرى كسى است كه علم كتاب در نزد اوست.ثعلبى در تفسير آيه مزبور مينويسد آنكه علم كتاب در نزد اوست على بن ابيطالب است (20) .

همچنين ابو سعيد خدرى گويد از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم آنكس كه علم كتاب در نزد اوست كيست؟فرمود آنكس برادرم على بن ابيطالب است (شواهد التنزيل جلد 1 ص 307.

شيخ سليمان بلخى از ابن عباس نقل ميكند كه گفت آنكه علم كتاب در نزداوست على عليه السلام است زيرا او بتفسير و تأويل و ناسخ و منسوخ آن عالم بودينابيع المودة ص 104 .

 

===================================================

2- معنی علیا در آیه شریفه

وَ وَهَبْنَا لَهْم مِّن رَّحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً (سوره مریم : آية 50)چیست؟

ابوبصیر از امام صادق عليه السلام نقل می کند:

 و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم

یعنی علی امیر المومنین علیه السلام

(بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 36 ص 59 )

 

==============================================================

3-از کدام نعمتها  در قیامت سوال می شود؟

ـ آيه ثم لتسألن يومئذ عن النعيم (سوره تكاثر آيه 8

.آنگاه در آنروز از نعمتها پرسيده شوند.

ابو نعيم و حاكم حسكانى بسند خود از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده‏اند كه فرمود مقصود از نعيم در اين آيه ولايت امير المؤمنين و ما است كه از آن پرسيده خواهد شد

( (غاية المرام باب 48ـشواهد التنزيل جلد 2 ص 368 )

=========================================================

4-منظور از حبل الله در آيه و اعتصموا بحبل الله جميعا (سوره آل عمران آيه  103 چیست؟

.و همگى بريسمان خدا چنگ زنيد.

صاحب كتاب مناقب الفاخرة از عبد الله بن عباس روايت كرده است كه

 ما در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم عربى آمد و عرض كرد يا رسول الله شنيدم كه ميفرمودى اعتصموا بحبل الله حبل خدا كدام است كه باو تمسك جوئيم؟رسول خدا صلى الله عليه و آله دست خود را بر دست على عليه السلام زد و فرمود باين شخص تمسك جوئيد كه اين حبل المتين استكفاية الخصام ص 343

در سوره مائده آیه 55 جریان انگشتر دادن امیرالمومنین علی علیه السلام آمده است؛ چرا درآیه ضمیر جمع آمده درصورتی که حضرت یک نفر است؟

درتفاسیر، دلایل مختلفی برای این سوال آمده است:

در تفسیر نمونه آمده است که به طور مکرر، در ادبیات عرب برای شخص مفرد، ضمیر جمع نیز به کار رفته است مثل آیه مباهله که کلمه نساءنا آمده.

اهل لغت، شخص مفرد را از روی مقام و تعظیم به صورت جمع بیان می کنند.

(تفاسیر مجمع البیان و کشف الاسرار و عده الابرار)

زمخشری عالم اهل تسنن علت جمع آوردن ضمیر را تشویق مردم بیان کرده است.

(تفسیر احسن الحدیث)

مهمترین دلیلی که در روایت به آن اشاره شده این است که این عمل برای تمام اهل بیت علیهم السلام رخ داده است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: منظور از الذین امنوا علی علیه السلام و اولاد او هستند. پس هر کس از اولاد او به جایگاه امامت رسید، این ویژگی شامل او هم میشود. آنان در حال رکوع صدقه می دهند.

(تفسیر نور)

این مطلب در تفاسیر اثناعشر و روض الجنان و اصول کافی جلد دوم باب حجت، نص بر امامت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز بیان شده است.

آیا در زمان ظهور، گناه هم انجام می گیرد؟

عواملی که باعث گناه میشود چند عامل است: 1- شیطان  2-هوای نفس   3- مادیات و رسیدن به آنها

  1. با بررسی زمان پس از ظهور و کنکاش در روایات می بینیم که در زمان ظهور، شیطان به دست حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله کشته خواهد شد و دیگر شیطان برای وسوسه وجود نخواهد داشت.
  2. در مرحله دوم با آمدن حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عقل انسانها کامل میگردد و با کامل شدن عقل، نفس اماره انسان تبدیل به مطمئنه میگردد و انسان هیچگاه حتی فکر گناه هم نخواهد کرد.
  3. چون در آن موقع قبح عمل و اثرات آن بر انسان مشخص خواهد گردید، پس عملی که باعث تخریب روح شود با آن علم و عقل انجام نخواهد شد.
  4. با آمدن حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آنقدر مال و نعمت به بندگان داده میشود که هیچ کس لازم نیست بخاطر بدست آوردن آن زحمتی بکشد چه برسد به آنکه خلافی انجام دهد و در روایت هست که حضرت مالها را به مردم میدهد و میفرماید: بگیرید چیزهایی را که بخاطر آن خون همدیگر را میریختید!

    در حدیث داریم که :در زمان ظهور در زمین خدا معصیت نمیشود و حدود الهی اجرا میگردد.

    (بحارالانوار  ج 52 ص 147)

در سوره حجر آیه 87 آمده است

بعضی بیان کرده اند که همان قرآن است، بعضی مفسرین 7 سوره بزرگ قرآن را بیان کرده اند ولی مشهورترین آنها که در روایات هم به آن اشاره شده است، سوره حمد است و علت آن چندین مورد است:

  1. دوبار نازل شده است.
  2. دوبار در نماز خوانده میشود.
  3. دومرتبه ثنای الهی (رحمن و رحیم) دارد.
  4. بعضی کلمات آن دو مرتبه تکرار شده (الرحمن و ..).
  5. نصف آن مربوط به خدا و نصف آن مربوط به انسان است.
  6. نصف آن ثنا و نصف آن دعاست.
  7. سوره حمد عوض قرآن است که در روایات آمده که  فاتحه عوض قرآن است و هیچ سوره ای عوض آن نیست.

ولی مهمترین بیان برای سبع مثانی، حضرات اهل بیت علیهم السلام هستند که در تفسیر شریف آمده :

"نحن المثانی التی اعطاها الله نبینا صل الله علیه و آله"

ما آن مثانی هستیم که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله عطا فرموده.

و در تفسر جامع از امام رضا علیه السلام نقل شده : خداوند به هیچ پیامبری سبع مثانی عطا نفرموده است جز پیامبر ما محمد که مراد از آن ائمه اطهار علیهم السلام میباشند که افلاک  وابسته به  وجود مقدس آنهاست و بخاطر آنها دور میزنند.

علت دعا کردن برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیازی به دعای بندگان ندارد و خود عالم به همه چیز است. ولی دعایی که ما برای سلامتی ایشان می کنیم فوائدی برای خود ما دارد.

این فواید عبارتند از :

1- این دعا موجب  ایجاد محبت و علاقه قلبی محبین با حضرت می گردد.

2- افزایش محبت به حضرت و از طرف دیگر لطف و عنایت حضرت به دوستداران و محبین در نتیجه تقویت ایمان را به دنبال دارد

 3- این دعا کردن موجب  زنده نگه داشتن یاد امام در دل محبین می شود.

 4- وقتی سلامتی حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شخصی مهم باشد، در نتیجه اعمال خود را در راستای جلب رضایت ایشان انجام می دهد و روز به روز عملش بهتر و کاملتر می گردد.

 

البته خود آن امام مظلوم و غریب در روایتی فرمودند:

 «من دعا مي‌كنم مؤمني را كه يادآور مصيبت جد شهيدم شده و براي من و نزديك شدن فرجم دعا كند.»

                                                         (مكيال المكارم ج1 ص333)

انشاالله که ما لیاقت دعا کردن برای آن بزرگوار را داشته باشیم؛ و برای زودتر آمدنش دعا کنیم چرا که حتی یک دعا هم اثر دارد...........

 

علت غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟

علت اصلی غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سری از اسرار الهی است که حکمت آن بر بندگان پوشیده است.

عبدالله بن فضل هاشمی می گوید:

از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: همانا برای صاحب الامر غیبتی است تخلف ناپذیر، به طوری که اهل باطل در آن تردید کنند.

عرض کردم : چرا غیبت می کند؟

فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آن را آشکار سازیم.

عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟

فرمودند: همان حکمتی که در غیبت حجتهای قبل از او بوده است.

حکمت غیبت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور ایشان ظاهر می شود. چنانچه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط حضرت خضر علیه السلام و قتل آن کودک و تعمیر آن دیوار برای حضرت موسی علیه السلام ظاهر نگشت مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند (داستان این قضیه در سوره کهف آیه 60 به بعد آمده است).

موارد دیگری که به معرفی آنها اکتفا می شود از این قرار است :

الف- آزمایش مردم

ب- حفظ جان حضرت

ج- آمادگی جهانیان

درروایتی از امام کاظم علیه السلام آمده است: غیبت امام، امتحانی است از جانب خدای متعال که به وسیله آن بندگانش را آزمایش می کند (که کدامیک در ایمان به ایشان و صبر و انتظار پایدار خواهند بود).

(بحارالانوار ج2 ص113)

1- منظور از بینه و شاهد در این آیه کیست؟ «افمن کان علی بینهٍ من ربّه و یتلوهُ شاهدً منهُ»

ترجمه: «آیا آن کس که از طرف پروردگار دلیل روشنی مانند قرآن دارد شاهد گویا و راستگوئی دارد».

امام حسن علیه السلام در تفسیر این آیه (هود، 17) در مجلس معاویه در مسجد فرمودند:

   منظور، رسول خدا صلی الله علیه و آله است که بینه بود از جانب پروردگار خود و پدر من (امیرالمومنین علی بن ابیطالب) است که تالی او بود و گواه بر حقیقت او؛ زیرا رسول اکرم صلی الله علیه و آله وقتی که سوره برائت را به ابوبکر داد و به سوی اهل مکه فرستاد، علی بن ابیطالب را از عقب او فرستاد که سوره را از او بگیرد و بر اهل مکه بخواند. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود:

من مامور شده ام که این سوره را، یا من ببرم، یا مردی که همانند من باشد. یا علی! توئی آن مردی که از منی، پس علی از رسول خداست و رسول خدا از علی است.

خواسته هایی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما در تشرفات دارند چیست؟

- سفارش فرمودند به احترام به پدر و مادر، زنده باشند یا مرده و نیکی کردن به آنها

- خواندن نماز  اول وقت

- توجه به فقرا و دستگیری از آنها

- خدمت کردن به امام زمان علیه السلام

- خدمت به اهل بیت علیهم السلام و خدمت به دین و رد فرقه های ضاله و ساختگی

- خدمت به خلق خدا و مردم

- اشک بر اباعبدالله الحسین علیه السلام و زیارت آن حضرت

- توبه و دوری از گناه و گناهکار و دوری از دروغ

- داشتن حجاب و حیاء به خصوص برای بانوان

- کسب مال حلال و پرداختن خمس

- دعا برای فرج

- داشتن انصاف و ...

و مهم این است که هاله ای از رضایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، وجود ما را فرا بگیرد یعنی چشم ما به جایی و کسی نگاه کند که رضایت اوست و گوش ما چیزی بشنود که خواست اوست و زبان ما آنچه را بگوید که بتواند در محضر او بازگو کند.

 

با توجه به تفاوت القاب واسامی ائمه اطهار، آیا مقامات و درجات آن بزرگواران هم متفاوت میباشد؟

درپاسخ به این سوال باید دقت داشت که جمع بین احادیث ونتیجه  میان آن را بیان کردند و نمیتوان  با بیان یک یا چند حدیث درمورد مدارج اهلبیت عصمت وطهارت علیهم السلام قضاوت کرد.به عنوان مثال در مورد امام رضا علیه السلام داریم که درطول تاریخ ایشان معروف به آل محمد بوده اند.اما آیا امام صادق یا امام کاظم عالم نبوده اند؟یااحادیثی که ازامام صادق نقل شده بیش از سایر اهل بیت است؟ آیاعلم ایشان نیزبیش ازسایرچهارده معصوم بوده است؟!ً

هرگز چنین نیست؛ چرا که همه از یک نور خلق شده اند.

اگراین گونه باشد که تناقض ایجاد می شود ونقص علوم اهل بیت مانع می شود که آنها جانشین رسول الله درزمین باشند.پس باید دقت کنیم که تفاوت القاب وبیانات  اهل بیت در بعضی احادیث ، مربوط به تفاوت شرایط زمانی آن بزرگواران می باشد.

اینکه به امام رضا علیه اسلام عالم آل محمد گفته می شود نه به این معناست که سایر اهل بیت عالم نبوده اند. بلکه چون مامون برای شکست علمی امام رضا، جلسات مناظره  فراوانی باعلمای سایرادیان برگزار کرد وامام رضا درتمام آن مناظرات پیروز می شدند، علم امام رضا جلوه و نمود بیشتری پیداکرده است.

واگر امام صادق علیه السلام احادیث بیشتری را نقل کرده اند دلیلش سطوط بنی امیه و روی کارآمدن بنی عباس است وچون این دو گروه دائم درحال مبارزه با یکدیگربودند ازامام غافل شده وایشان توانستند درزمان خود، احادیث فراوانی را نقل کنند. پس شرایط زمانی امام صادق چنین امری را ایجاب می کرده است.

درزیارت جامعه  کبیره نیز می خوانیم:

وان ارواحکم ونورکم وطینتکم واحده: روح، نور وخلقت شما اهل بیت یکسان و واحد می باشد.

درتفسیر جامع نیزذیل این آیه «انماانت منذرووکل قوم هاد»آمده که فردی از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا بعضی ازشما اهل بیت ازبعضی دیگربرترمی باشید؟ فرمود: خیر،تمام ما درفضیلت با یکدیگر مساوی می باشیم.

آیا به امام علیه السلام هم مانند پیغمبر صلی الله علیه و آله، وحی می شود؟

وحی به معنی تکمیل دین ونزول دستورات جدید فقط مخصوص پیامبران اولواالعزم بود که هریک پس از دیگری دین کاملتری را ازطریق وحی دریافت کرده و به مردم ابلاغ می نمودند.

 اما پس ازابلاغ دین کامل اسلام توسط پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله، نیازی به آوردن دین جدیدی نیست و اهل بیت علیهم السلام همان اکمل ادیان را برجامعه بسط وگسترش می دادند. اما وحی به معنای نزول فرشته بر امام علیه السلام و با الهامات قلبی از طرف خداوند به قلب امام علیه السلام در ادعیه و درروایات فراوانی یاد شده. به عنوان مثال درزیارت جامعه کبیره خطاب به اهل بیت علیهم السلام  عرض میکنیم:

(انتم مهبط الوحی) شما اهل بیت علیهم السلام محل فرود آمدن وحی الهی هستید.

(و مختلف الملائکه) وملائکه درمحضرشما رفت وآمد می کنند.

پس وحی به معنای نزول دین با ابلاغ اسلام تمام شده، اما وحی به معنای رفت و آمد فرشتگان درحریم اهل بیت علیهم السلام ویا نزول پیامهای الهی به قلب مبارک ایشان همچنان جاری و ساری می باشد. همان سخن خداوند که می فرماید:

(ماینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی) پیامبر صلی الله علیه و آله از روی هوی وهوس حرف نمی زند وهر چه می گوید از ناحیه  وحی الهی است. درباره ی ائمه علیهم السلام  هم صادق است وسخن آن بزرگواران جز وحی نیست.

طبق آیات قرآن وروایات اهل بیت مقام امامت بالاتراست یا مقام نبوت؟

امامت ونبوت هر دو منصوب ازطرف خداوند متعال است ودرآیات قرآن هردو مقام ازدرجات والای الهی است که ازطرف خالق به مخلوق تفویض میشود.اماطبق آیات کلام الله مجید،مقام امامت بالا تر ازمقام نبوت است؛ چراکه حضرت ابراهیم درابتدا پیامبر بودند اما پس ازگذراندن امتحانات الهی، درنهایت به مقام امامت رسیدند.

خداوندمتعال درسوره مبارکه  بقره می فرمایند:

(واذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال انی جاعلک للناس اماما)

هنگامیکه خداوند ابراهیم را با کلماتی آزمود و او تمام آنها را به پایان رساند، خطاب به اوفرمود: من تو را امام برای مردم قرار میدهم.

 امام صادقعلیه السلام نیزدرحدیثی (که مرحوم کلینی درکتاب شریف کافی نقل می کند) می فرمایند:خدای عزوجل، ابراهیم را قبل از آنکه نبی خود بگیرد، بنده خود گرفت وقبل ازآنکه اورا رسول بگیرد، نبی خود گرفت وقبل ازآنکه اورا خلیل خود قراردهد رسول خود کرد و قبل ازآنکه امامش کند خلیلش کرد؛ چون به حکم آیه (انی جاعلک للناس اماما)ابراهیم بعد ازطی تمام مراحل فوق به امامت رسید.(مراتب:نبی-رسول-خلیل-امام)

نام پیامبر صلی الله علیه و آله درتورات وقرآن ذکرشده است ولی چرا نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بصورت صریح درقرآن نیامده است؟

غیرازوجودمقدس حضرت  مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موارد فراوان دیگری هست که درقرآن به صراحت ازآن سخن به میان نیامده است. اینکه نام پیامبر به صراحت در قرآن آمده دلیل براین نیست که نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با صراحت بیاید؛ چون ممکن است همانگونه که آنجا مصلحت ذکر صریح نام پیامبربود اینجا مصلحت درعدم تصریح به نام حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد؛ اگرچه با تصریح نام نیزمشکل حق ستیزان حل نمیشود. چنانکه بشارت پیامبردرتورات وانجیل آمد ولی بسیاری از اهل کتاب ایمان نیاوردند.

همچنین مخالفت بنی اسرائیل با پیامبرزمان خود درباره فرماندهی طالوت دلیل دیگری است براینکه ذکر«نام»همه جا وهمیشه اختلاف را ازبین نمی برد.

برخی از بزرگان گفته اند که اگرنام حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف یا سایر امامان با صراحت درقرآن ذکر می شد انگیزه مخالفان برای تحریف قرآن فراوان می شد واین سند جاوید الهی درخطر تحریف قرارمیگرفت. به علاوه اینگونه نیست که تنها راه، راه بیان حقایق تصریح به اسم ورسم آنهاباشد بلکه دربسیاری ازموارد با بیان ویژگیهای یک حقیقت البته بصورت آشکار وروشن میتوان حقیقتی را به دیگران معرفی کرد.

قرآن کریم درمسائل امامت و ولایت و نیز مهدویت وحکومت عدل جهانی ازاین شیوه بهره گرفته است در آیات متعدد ولایت پس ازپیامبروحکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درقالب بیان ویژگی ها وصفات بیان کرده است.

مثلادرسوره انبیاء آیه 105 و 106 میفرماید:به تحقیق در زبور،ازپس تورات نوشتیم که مسلما زمین رابندگان صالح من به ارث خواهد برد.به یقین دراین سخن پیام رسایی است برای قومی که بندگان خدایند.

همچنین درسوره نور آیه 55 اشاره میکند که به کسانی که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده وعده فرموده که به خلافت بگمارد همانند پیشینیان و دینشان را مستقر گردانیده وآنچنان که مراعبادت کنند وشریک قرارندهند هرکس که کفرورزید قطعافاسق است.

(حدیثی که بیان میکند خداوند اصل نماز را در قرآن آورده است ولی تعداد رکعات آنها را باید رسول مشخص کند.امام را نیزدرآیات بایدتوسط رسول بیان کرد)

منظور از خلیفه الهی کیست؟

خداوند تبارك وتعالي در كتاب خود مي فرمايد:

«اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة» (بقره، 30)

«هنگامي كه پروردگارت به ملائكه فرمود كه من در زمين خليفه قرار دادم.»

خداي عزوجل پيش از آفرینش، از خليفه خود سخن مي گويد و اين دلالت دارد كه حكمت در نصب خليفه، از حكمت در آفرينش مقدم است و بدين دليل است كه بدان آغاز كرده است؛ زيرا خداوند حكيم است و حكيم كسي است كه موضوع مهمتر را بر امر عمومي مقدم دارد.

 اين تصديق گفته امام جعفر صادق علیه السلام است كه مي فرمايد:

 «حجت خدا پيش از خلق و همراه خلق و پس از خلق است» و اگر خداوند خلقي را بيافريند در حالي كه خليفه اي نباشد، ايشان را در معرض تباهي گذارده است. حكمت الهي فراگير است همچنان كه طاعت او عموميت دارد و كسي كه پندارد دنيا لحظه اي بدون امام مي تواند باشد، لازمه اش آن است كه مذهب بَرَهمنان را در باطل بودن رسالت صحيح بداند و اگر نبود كه قرآن كريم پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را خاتم الانبياء ناميده، بايستي در هر زماني پيامبري باشد، ولي چون ختم نبوت به صحت پيوسته است، بودن پيامبری  بعد از رسول اكرم منتفي است و تنها يك صورت معقول باقي مي ماند كه وجود خليفه حق است.

قرار دادن خليفه به خليفه گذار دلالت دارد و همه مردم از خاص و عام بر اين شيوه اند. در عرف مردم اگر پادشاهي، ظالمي را خليفه خود قرار دهد، مردم آن پادشاه را ظالم مي دانند و اگر عادلي را خليفه خود سازد، آن پادشاه را عادل مي نامند. پس ثابت مي شود كه خلافت خداوند، عصمت را ايجاب مي كند و خليفه جز معصوم نمي تواند باشد.

(منبع: كمال الدين و اثمام النعمه ج1 ص8)

منظور از آيه 2 و 3 سوره بقره «هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب» چيست؟

در اين مورد امام صادق علیه السلام فرمود: كسي كه به قيام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اقرار كند و بگويد كه آن حق است. امام صادق علیه السلام فرمود: مقصود از متقين، شيعه علي علیه السلام است و مراد از غيب، حجت غايب است و شاهد آن نيز اين قول خداي تعالي است كه «و يقولون لولا انزل عليه آيه من ربه فقل انما الغيب لله فانتظروا اني معكم من المنتظرين» (يونس 20)

«و مي گويند چرا بر او آيه اي از جانب پروردگارش نازل نمي شود؟ بگو كه غيب از آن خداست و در انتظار باشيد كه من نيز با شما منتظرانم»

پس خداي تعالي خبر داده است كه «الايه» همان «الغيب» است و غيب هم همان حجت است و تصديق آن نيز قول خداي تعالي است كه فرمود: «و جعلنا ابن مريم و امّهُ آيه» (مؤمنون آيه50)

«و فرزند مريم و مادرش را آيه قرار داديم» كه مراد از آن حجت است.

(منبع: اكمال الدين و اتمام النعمة شيخ صدوق ج1. ص36 و 37)

دليل و راز فرمان خداوند به ملائكه در سجده به حضرت آدم چه بود؟

خداي تعالي به جهت تعظيم آدم، فرشتگان را به سجده به او فراخواند و از چشمان ايشان، حقيقتي را نهان داشت و آن حقيقت اين بود كه خداي تعالي ارواح حُجَتهای (امامان معصوم) خود را در صلب آدم قرار داده بود.

 پس آن سجود براي خداي تعالي عبوديت؛ و براي آدم اطاعت؛ و براي آنچه در صلب آدم قرار داشت، تعظيم و تكريم بود. اما ابليس به جهت حسد به آدم، از سجده به او خودداري كرد، زيرا ارواح حُجَتهای  الهي را در صلب آدم قرار داده بود نه در صلب ابليس و به خاطر اين حسد و خودداري كافر شد و به واسطه نافرماني فاسق و از جوار رحمت حق مطرود و ملعون و رجيم گرديد و اين همه به خاطر آن بود كه منكر «غيبت» گرديد و آنچه را از ديده اش نهان بود انكار كرد و آن را باور نداشت و به همان ظاهري كه مشاهده مي كرد احتجاج كرد و گفت:

 «من از او بهترم، مرا از آتش آفريدي و وي را از خاك» و منكر آن شد كه مي داند در صلب آدم چه سپرده شده است و به واسطه ارواح مكرمه اي كه در صلب اوست قبله فرشتگان واقع شده و فرمان به سجده آدم به خاطر تعظيم به اصلاب اوست پس ايمان نياورد.

 پس كساني كه به امام غايب  در حال غيبتش ايمان داشته باشند همانند همان فرشتگاني هستند كه خداي تعالي را در سجده بر آدم اطاعت كردند و كساني كه منكر امام غايب  در زمان غيبتش باشند، مانند ابليسند كه بر آدم سجده نكرد. چنانكه از امام صادق علیه السلام نيز همين روايت شده است.

در عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ارتباطات دنیا چگونه خواهد بود؟

در عصر ظهور، به جهت جهش علمي و پيشرفت فن آوري و صنعت، وسايل ارتباطات و اطلاعات آن قدر پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست نشان مي دهد و براي اگاهي از  اقصي نقاط  جهان، نيازي به وسايل و ابزار ارتباطي امروزي نيست. از اين رو حكومت مركزي، نسبت به كل عالم- كه تحت حكومت او هستند- تسلط كامل دارد و به موقع و بدون فوت وقت، وارد عمل شده، مشكل را حل مي كند.

 بين امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف و مردم، نامه رساني وجود ندارد و مردم در هر نقطه اي از كره زمين، امام را مشاهده مي كنند و امام با آنان سخن مي گويد. اين مساله، اختصاص به امام و مردم ندارد؛ بلكه مردم عادي نيز با همديگر سخن مي گويند و همديگر را مشاهده مي كنند، در حالي كه يكي در مشرق و ديگري در مغرب آن است.

امام صادق علیه السلام مي فرمايد: هنگامي كه قائم ما قيام قيام كند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مي كند كه ميان آنان و آن حضرت (رهبر و پيشوايان) نامه رسان نخواهد بود، با آنها سخن مي گويد و آنان سخنش را مي شنوند و او را مي بينند؛ در حالي كه او در مكان خويش است (و مردم در نقاط ديگر جهان).(بحارالانوار ج 52 ص 336)

   وسايل انتقال صدا و تصوير، به طور همگاني، ساده و آسان در اختيار همه پيروان او قرار مي گيرد؛ آن چنان كه چيزي به نام اداره پست در آن عصر، چيز زايدي به حساب مي آيد و مسائل جاري آن حكومت، بدون نياز به كاغذ بازي، حل و فصل مي شود؛ زيرا همه دستورها و برنامه ها با سيستم ((شهود و حضور)) ابلاغ و اجرا مي شود.

امام صادق عليه السلام ، در گفتار ديگري اين حقيقت را به طور بارزي تكميل فرموده است: مؤمن در زمان حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در حالي كه در مشرق است برادر خود را در مغرب مي بيند و همچنين كسي كه در مغرب است، برادرش را در مشرق مشاهده مي كند. (بحارالانوار ج 52 ص 391)

بنابراين ارتباط مستقيم نه تنها در سطح حكومت، بلكه در ميان عموم نيز عملي مي شود. در اين زمان پيوندهاي ظاهري، جسماني و معنوي دلها را استحكام مي بخشد، به گونه اي كه جهان به راستي به شكل يك خانه و مردمش همچون اهل يك خانواده در مي آيند.

امام صادق علیه السلام مي فرمايد: وقتي كارها به صاحب اصلي ولايت حضرت مهدي برسد، خداوند هر نقطه فرو رفته اي از زمين را براي او مرتفع و هر نقطه مرتفعي را پايين مي برد. آن چنان كه تمام دنيا نزد او به منزله كف دستش خواهد بود. كدام يك از شماها اگر در كف دستش مويي باشد، آن را نمي بيند؟(بحارالانوار ج 52 ص 328)

طبق اين حديث در عصر ظهور، يك سيستم نيرومند و مجهز، براي انتقال تصويرها به وجود خواهد آمد كه شايد تصور آن امروزه براي ما مشكل باشد.تمام جهان به منزله كف دست خواهد شد و پستي و بلندي هاي زمين، مانع از رؤيت موجودات روي زمين نخواهد بود. براي اداره چنان حكومتي، امكانات زيادي لازم است كه خداوند آنها را در اختيار او و تشكيلاتش قرار مي دهد.

امام باقر علیه السلام فرموده است:حضرت مهدي  از اين جهت مهدي ناميده شده است كه به امور مخفي و پنهان هدايت مي شود، تا آنجا كه گاه او به سراغ كسي مي فرستد كه مردم او را بي گناه دانسته و به قتل مي رساند (زيرا از گناه نهاني او همانند قتل نفس كه موجب قصاص است آگاه است) و تا آن جا كه برخي از مردم هنگامي كه درون خانه خود سخن مي گويند، مي ترسند ديوار بر ضد آنها شهادت دهد. (بحارالانوار ج 52 ص 390)

اين حديث نيز گواه آن است كه در آن عصر، نيكان و پاكان در نهايت آزادي به سر مي برند؛ خلافكاران چنان تحت كنترلند كه ممكن است امواج صوتي آنان، با وسايل پيشرفته اي از ديوار خانه هايشان باز گرفته شود و به هنگام لزوم، مي توان فهميد كه آنها در درون خانه چه گفته اند؟!

اين حديث شايد مبتني بر همان اوايل ظهور است چرا كه پس از ظهور ظلم و جوري وجود نخواهد داشت.

چه آیات وروایاتی درموردعرضه اعمال ما به ائمه علیهم السلام وجود دارد؟

خداوند سبحان می فرماید:«وقل اعملوافسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون»بگو:عمل کنید خداوند وفرستاده  او ومؤمنان،اعمال شما را می بینند...(توبه،105)

ازطرفی نبی اکرم صلی الله علیه وآله شاهد وگواه امت است «یاایهاالنبی اناارسلناک شاهداٌ»(احزاب،45) ( ای پیامبر! ما تو را به عنوان شاهد فرستادیم) و

«فکیف اذاجئنامن کل امة بشهیدوجئنابک علی هولاءشهیدا» (نساء،41)

مرحوم علامه طباطبائی درتفسیرالمیزان می گوید:هرعملی که انسان انجام می دهد، خداوند ورسولش ومؤمنان،حقیقت عمل خیریا شررا مشاهده می کنند.(المیزان ج 9 ص 398)

ابوبصیرازامام صادق علیه السلام نقل می کند: درهربامداد، کرداربندگان نیکوکاروفاسق بررسول خدا عرضه می شود؛ پس برحذر باشید ازکردارناشایست. همین است قول خدای تعالی«قل اعملوافسیری الله عملکم ورسوله...کافی  ج1 ص 219»

همینطوردرتفسیرآیه5سوره بقره که ازنزول ملائکه وروح صحبت می کند،مفسرین با دلایل  عقلی ونقلی بیان می کنندکه کسی جز وجو دمقدس حضرت ولی عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف وحجت خدا نمی تواند محل نزول ملائکه باشد که امور بندگان به اوعرضه می شود. امام رضا علیه السلام می فرماید: به خداسوگند اعمال شما درهرروز وشب برمن عرضه می شود (کافی ج1 ص22) وفرقی بین امام رضا وحضرت حجت وسایرائمه نیست بنابراین همگی برحقیقت عمل ما واقف هستند.

گروه تحقیقاتی انتشارات یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

خواسته هایی که امام زمان علیه السلام از ما در تشرفات دارند چیست؟

- سفارش فرمودند به احترام به پدر و مادر، زنده باشند یا مرده و نیکی کردن به آنها

- خواندن نماز در اول وقت

- توجه به فقرا و دستگیری از آنها

- خدمت کردن به امام زمان علیه السلام

- خدمت به اهل بیت علیهم السلام و خدمت به دین و رد فرقه های ضاله و ساختگی

- خدمت به خلق خدا و مردم

- اشک بر اباعبدال... الحسین علیه السلام و زیارت آن حضرت

- توبه و دوری از گناه و گناهکار و دوری از دروغ

- داشتن حجاب و حیاء به خصوص برای بانوان

- کسب مال حلال و پرداختن خمس

- دعا برای فرج

- داشتن انصاف و ...

و مهم این است که هاله ای از رضایت حضرت مهدی (عج)، وجود ما را فرا بگیرد که چشم ما به جایی و کسی نگاه کند که رضایت اوست، و گوش ما چیزی بشنود که خواست اوست و زبان ما آنچه را بگوید که بتواند در محضر او بازگو کند.

چه چیزی باعث دوری ما ازامام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده است؟

یکی از دلایل مهم، كارهاى ناپسند و ناشايست ماست که موجب شده رشتههاى وجودمان از مصدر كائنات و مركز ولايت گسسته و هر لحظه بر پردههاى حجاب بين خود و امام زمانمان افزوده شود. اين بدى عمل ما آنقدر شدت داشته كه جهان را به فساد و تباهى كشانده و اين مطلب در فرمایش خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است.

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقيعى كه به شيخ مفيد دادند، فرمودند: «(ما) از خوارى و مذلتى كه دچارش شدهايد، باخبريم. از آن زمان كه بسيارى از شما به برخى كارهاى ناشايست ميل كردند كه پيشينيان صالح شما از آن دورى مىجستند و عهد و ميثاق خدايى (تعهد به ولايت اهلبيتعلیهم السلام و عمل به دستورات ايشان) را آنچنان پشت سر انداختند كه گويا به آن پيمان آگاه نيستند (نيز كاملاً آگاهيم)... بنابر اين هر يك از شما بايد كارى كند كه وى را به محبت و دوستى ما نزديك نمايد و از آنچه خوشايند ما نبوده و باعث كراهت و خشم ماست، دورى گزينند؛ زيرا امر ما ناگهان فرا مىرسد...»

(احتجاج ج2 ص522)

از كثرت گنه، نفسم بى‌اثر شده        با ذكر و ياد تو مگرش با اثر كنم

هدف از خلقت را بصورت کوتاه توضیح دهید؟

پاسخ این سوال  با توجه به یک روایت مشخص می شود.

امام صادقعلیه السلام از قول امام حسين علیه السلام  در روايتى هدف از خلقت چنين بيان فرمودهاند:

خرج الحسين‌بن على على اصحابه فقال ايها الناس ان اللّه جل ذكره ما خلق العباد الّا ليعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه فقال له رجل يابن رسول اللّه بابى انت و امى فما معرفة اللّه قال معرفة اهل كل زمان امامهم الذى يجب عليهم طاعته»

«حسين‌بن على بر اصحاب خويش وارد شد و به آنان فرمود: اى مردم! خداوند تبارك و تعالى بندگان را نيافريده مگر براى اين كه او را بشناسند. وقتى او را شناختند، عبادتش كنند. هنگامى كه او را بندگى كردند، از بندگى غير او بى‌نياز مى‌شوند.

مردى به او گفت: اى فرزند رسول خدا! پدر و مادرم به فداى شما. شناخت خدا چيست؟ حضرت فرمود: شناخت اهل هر زمانى نسبت به امامشان كه اطاعت او بر ايشان واجب است.»

 علل الشرايع، ج1 ص 9

چگونه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دریک مکان است، ولی ناظرهمه جا می باشد؟

باید دانست که حاضروناظر دانستن امام به این معنا نیست که امام با چشم سر افراد را نگاه می کند،همانگونه که شاهد وناظربودن خدا نیز شهود ودیدن مادی نیست،بلکه امام دارای حقیقت وجودی بسیاربلندی است که مربوط به گستره این عالم مادی نیست.

دربسیاری ازاخباروروایات برای پیامبر وامامان علیهم السلام غیرازآنچه که ما آن را نفس وروح می نامیم مقامی والاتراثبات شده وآن مقام نورانیت است.درروایتی نقل شده است که «نخستین چیزی که خداوند متعال آفرید، نورپیامبراکرم وامامان علیهم السلام بود.» و در روایتی دیگربیان شده است که«خداوند ازنور عظمت خویش آنان را آفرید».

(بحارالانوار ج1 ص97)

آفرینش ازنورخدا، چندان برای ما روشن نیست ولی می توان گفت غیرمادی ومقامی بس بلند است. این مقام نورانیت است؛ چون محیط ودربردارنده زمان ومکانهاست. برهمه چیزاحاطه وجودی دارد ونمونه ومثلی است برعلم الهی؛ یعنی همانگونه که خداوند متعال برهمه ماسوای خویش احاطه حضوری دارد واین به زمان ومکان ربطی ندارد، آنها هم مظهرتمام اسمای الهی اند وعلمشان هم براین اساس است که به موجودات احاطه  حضوری دارند.

بنابر این استقرارحضرت درمکانی ازمکانهای این کره خاکی، با شاهد و ناظر بودن اومنافاتی ندارد. استقراربرای بدن مادی است وشاهد و ناظربودن، مربوط به نورانیت وروح پاک آنان است که وسعت وجودی دارد.

چرانام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت صریح درقرآن نیامده است؟

غیرازوجود مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، موارد فراوان دیگری هست که درقرآن به صراحت ازآن سخن به میان نیامده است.

اینکه نام پیامبر به صراحت در قرآن آمده دلیل براین نیست که نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با صراحت بیاید؛ چون ممکن است همانگونه که آنجا مصلحت ذکر صریح نام پیامبر بود، اینجا مصلحت درعدم تصریح به نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد؛ اگرچه با تصریح نام نیزمشکل حق ستیزان حل نمیشود چنانکه بشارت پیامبردرتورات وانجیل آمد ولی بسیاری از اهل کتاب ایمان نیاوردند. مخالفت بنی اسرائیل با پیامبرزمان خود درباره فرماندهی طالوت نیز دلیل دیگری است براینکه ذکر«نام»همه جا وهمیشه اختلاف را ازبین نمی برد.

برخی از بزرگان گفته اند که اگرنام حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف یا سایر امامان با صراحت درقرآن ذکر می شد، انگیزه مخالفان برای تحریف قرآن فراوان می شد واین سند جاوید الهی درخطر تحریف قرارمی گرفت. به علاوه اینگونه نیست که تنها راه، راه بیان حقایق تصریح به اسم ورسم آنها باشد؛ بلکه دربسیاری ازموارد با بیان ویژگی های یک حقیقت البته به صورت آشکار وروشن می توان حقیقتی را به دیگران معرفی کرد. قرآن کریم درمسائل امامت و ولایت ونیز مهدویت وحکومت عدل جهانی ازاین شیوه بهره گرفته است در آیات متعدد ولایت پس ازپیامبروحکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درقالب بیان ویژگی ها وصفات بیان کرده است.

مثلادرسوره  انبیاء آیه  105 و 106 می فرماید: به تحقیق در زبور،ازپس تورات نوشتیم که مسلما زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.به یقین دراین سخن پیام رسایی است برای قومی که بندگان خدایند.

ودرسوره  نور آیه  55 اشاره می کند که وعده داده به کسانی که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده که به خلافت بگمارد آنان را همانند پیشینیان و دینشان را مستقر گرداند. آنچنان که مراعبادت کنند وشریک قرارندهند. هرکس که کفرورزید قطعا فاسق است.

(به طور مثال خداوند اصل نماز را درقرآن آورده ولی تعداد رکعات آنها باید توسط رسول خدا مشخص شود.امام نیزدرآیات قرآنی باید از زبان رسول بیان شود)

مومنين از نظر مقام به چند دسته تقسيم مي شوند ؟

1- صلحا 2- نقبا و نجبا 3- ابدال 4- اوتاد

تعداد صلحا 360 نفر است كه ممكن است بيشتر نيز باشد . تعداد نقبا و نجبا 70 نفر است، ابدال 40 نفر هستند و اوتاد 4 تا 8 نفر مي باشند. دنيا مانند خيمه است و مهدي همچون عمود اين خيمه و اوتاد طنابهاي آن خيمه هستند – يعني تمام زحمات معنوي دوران غيبت بر دوش آنان است . (كتاب حاشيه شيخ ابراهيم كفعمي )

آيا 313 تن ياران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف الان هستند؟

اصحاب آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر زماني هستند يعني اگر يكي از آنان از دنيا رفت يكي از ابدال مقام اوتاد پيدا مي كند و جاي او را مي گيرد هر چند ممكن است همديگر را نشناسند. ولي بايد هوشيار باشيم كه در راه رسيدن به كمالات در دام فرقه هايي چون تصوف و .... نيفتيم .

( اسرار آفرينش اهل بيت ، ص264 )

فرم ارسال سوال

نام و نام خانوادگی
ایمیل
متن سوال

عدد روبرو را وارد نمایید :15717


شما اینجا هستید